اخبار

تاریخ انتشار 1397/03/12

بهترین رمان‌های جنایی انگلیسی در سال‌های گذشته

استقبال مخاطبان از داستان‌های پلیسی جنایی در سال‌های اخیر قابل توجه بوده است. روزنامه گاردین با اشاره به این موضوع بهترین و پرفروش‌ترین رمان‌های جنایی منتشر شده در این سال‌ها را معرفی کرده است.

اولین بار در سال ۱۸۴۱ «ادگار آلن پو» با داستان کوتاهی به نام «قتل در خیابان مورگ» نوعی از داستان‌نویسی را پایه‌گذاری کرد که خیلی سریع نویسنده‌ها به آن روی آوردند. امروزه رمان‌های جنایی در زمره محبوب‌ترین ژانرهای ادبی جهان به حساب می‌آیند. با مراجعه به سایت‌های بزرگ فروش کتاب، با یک جستجوی ساده، شاید به جرات بتوان ادعا کرد که از هر پنج کتابی که به انگلیسی منتشر می‌شود، یکی به ژانر جنایی و زیر مجموعه‌هایش تعلق دارد. روزنامه گاردین تعدادی از پرفروش‌ترین رمان‌های جنایی را در سال‌های اخیر معرفی کرده است:

«ربودن» نوشته بلیندر بائور



این رمان از انتشارات بانتام ماجرای «جک» پسری 11 ساله را تعریف می‌کند که در یک روز گرم تابستان همراه دو خواهر خود انتظار مادر را می‌کشند. جک نمی‌تواند منتظر آمدن مادر شود و خودش از ماشین پیاده شده و در جستجوی مادر می‌رود. بعد از آن روز دیگر مادر را پیدا نمی‌کنند. او مجبور است از خواهران خود نگهداری کند. او نمی‌خواهد کسی بداند که آنها در خانه تنها هستند. در همین حال به حقیقت گم شدن مادرش پی می‌برد.

«آیین قدیمی» نوشته مارتین ویتس



در دهکده کورنیش جایی که تام کیلگانون زندگی می‌کند چیز جالبی وجود ندارد. در این دهکده چیزی برای سرگرمی وجود ندارد و شاید به همین خاطر است که تام در آنجا زندگی می‌کند. در این دهکده چیزی برای هیجان و سرگرمی یک پلیس وظیفه شناس وجود ندارد تا اینکه او «لیلا» را ملاقات می‌کند. بعد از ملاقات با این دختر هفده ساله همه چیز برای این افسر پلیس تغییر می‌کند. دختر به هویت قبلی پلیس کنونی پی می‌برد و ...

«سیزده» نوشته استیو کاواناگ



شخصیت اصلی داستان این رمان زوج مشهور هالیوودی هستند. زن داستان کشته می‌شود و  رابرت سولومون  به عنوان مظنون اصلی قتل همسرش متهم می‌شود. این اتفاق بزرگترین حادثه قرن شناخته می‌شود و همه از آن صحبت می‌کنند. همه شواهد و مدارک علیه سولومون است ولی اتفاقات دیگری در آینده اتفاق می‌افتد.

«پسر خوب» نوشته یو جئونگ جئونگ



آخرین رمان ترجمه شده به انگلیسی توس رمان نویس کره‌ای ماجرای «یوجین» بیست و شش ساله را تعریف می‌کند که یک روز صبح از خواب بیدار می‌شود و بوی عجیبی را احساس می‌کند. در همان لحظه برادرش زنگ می‌زند و سوال عجیبی می‌پرسد که آیا همه در خانه سالم هستند. با گفتن این جمله کمی نگران شده و با رفتن به اتاق دیگر با جسد مادرش روبرو می‌شود. به خاطر بیماری حافظه شب قبل را به یاد ندارد و فقط یادش می‌آید که مادرش او را صدا می‌زد و درخواست کمک می‌کرد.

«نوع بیرحمی ما» نوشته آرامینتا هال



ماجرای این کتاب نوعی از ظلم و ستم انسان‌های مدرن را در قالب یک خانواده عجیب و غریب روایت می‌کند که برای مخاطب این روزگار نیز غیرمعمول است. مایک و وریتی زوج عاشقی هستند که به رفتارهای غیرانسانی و حتی حیوانی اعتیاد پیدا کرده‌اند. آنها در روابط خود با انسان‌های دیگر از شدیدترین خشونت‌ها استفاده می‌کنند.«معامله خانه» نوشته ربکا فلیت



وقتی کارولین و فرانسیس به خانه جدیدشان در حومه شهر لندن نقل مکان می‌کنند، رفتارهای فرانسیس تغییر می‌کند و چالش جدید زندگی آن‌ها مشکل قدیمی اخلاقی شوهر خانواده می‌شود. وقتی این مشکلات بیشتر می شود که آن‌ها زن جوانی که در همسایگی آن‌ها زندگی می‌کند به حریم شخصی خود راه می‌دهند.